سخنرانیهای آقاخان چهارم
سخنرانی حضرت والا آقاخان در مراسم اعطای جایزهی معماری آقاخان
مایهی مسرت عمیق است كه مراسم اعطای جایزهی معماری آقاخان سال ۲۰۰۱ را افتتاح میكنم. انجام این امر در سوریه و در این شهر بزرگ حلب وجد آور است. برای من، این امر از جنبهای بسیار شخصی شعف انگیز است، چون در سرزمینی رخ میدهد كه دارای تاریخ و میراثی مشترك است.
من سپاس صمیمانهی خود را به عالی جناب بشار اسد، ریاست جمهوری عربی سوریه ابراز میدارم كه انجام این مراسم را در اینجا میسر ساخته و حمایت خود را از آن اعلام داشته اند. همچنین از نخست وزیر دكتر محمد مصطفی میرو به خاطر توجه شخص ایشان به بسیاری از تداركاتی كه مناسبتی از این قبیل محتاج آن است، و به خاطر حضور و سخنرانی ایشان امروز عصر در میان ما، سپاسگزارم.
مطمئنم كه شما نیز با من سهیم خواهید بود كه از یو یو ما و اعضای گروه موسیقی جاده ابریشم تشكر كنیم كه خارج از برنامهی اجرایشان وقت صرف كرده اند تا امروز در مراسم اعطای جایزه شركت كنند. سال گذشته، صندوق فرهنگ آقاخان به پروژهی جادهی ابریشم كه توسط یو یو ما ایجاد شده بود، پیوست تا طرحهای متنوعی را با هدف گسترش فهم و تقدیر از فرهنگهای موسیقایی و هنری جادهی ابریشم كه غرب را به آسیا و خاور میانه – از جمله سوریه – به مدت هزار سال، متصل میساخت، حمایت و پشتیبانی كند. این همكاری شكلهای زیادی به خود میگیرد، كه امروز از موهبت تجربهی یكی از آنها برخوردار شدیم. این همكاری شامل یك سلسله فعالیت نیز میشود كه توسط صندوق فرهنگ هدایت میشود تا برانگیزانندهی علاقه و اشتیاق به موسیقی سنتی در متن و در میان كشورهای آسیای میانه و خاور میانه باشد. این كار دِینِ فراوانی به بینش یو یو ما، خلاقیت او، انرژی بیكران و اشتیاق مُسری وی دارد، و بیش از همه مدیونِ علاقهی راستین و احترام وی برای بیان خلاق مردمی دارد كه در تنوعِ توانگر و غنی فرهنگ شان، متجلی شده است.
سوریه بیش از ۲۵۰۰ سال است كه بر سر چهارراه تمدنها واقع است – كه گواهی باستانی و كهن بر داد و ستدِ پرثمرِ مردم و فرهنگها است. امروز، آن سنت هنوز سنگ بنایی در روان و نهاد جمعی این ملت است؛ و هدفی برای تمامی نسلهای آیندهی سوریه، و همچنین الگویی است كه بسیاری از جوامع سراسر جهان میتوانند از آن سرمشق بگیرند.
دمشق و حلب در زمرهی كهن ترین شهرهای مسكونی جهان هستند. این شهرها بیش از ۱۰۰۰ سال است كه در جایگاه كرسیهای عمدهی تجارت و دانش و عرصه ای محوری در نخستین قرن حساس اسلام ایفای نقش نمودهاند. از آن زمان، سوریه نمایانگر قدرت اسلام به مثابهی بوته ای برای سنجش جان و عقل بوده است كه مایهی تعالی بخشیدن به مرزهای جغرافیا و فرهنگ شده است. سوریه آیینهی اشتیاق مسلمین به فراگیری و تطبیق، و مشاركت و انتقالِ دركی متین و غنی شده از انسان و كیهان بوده است. سوریه، شاهدی بر آرمانِ قرآنی یك جامعهی بشری نیز هست كه سرشار و توانگر در كثرتگرایی، و در عین حال تشكیل دهندهی یك جامعهی بشری واحد است. این میراثِ حرمت نهادن به تفاوتها به گونهای تحسین برانگیز در سوریهی امروز با اهمیتی كه به تنوع، كثرتگرایی و مناسباتِ مثبت و مؤثر میان قشرهای مختلف جامعه میدهد، صیانت شده است.
سوریه از مثالهای بی شماری از افراد و حاكمانی به خود میبالد كه به اصل قرآنی دیگری پاسخگو هستند: این فرض كه خلقت الله ودیعهای نزد آدمیان است، و تكلیف آدمی این است كه این محیط فیزیكی را بهتر از آنچه كه یافته است، تحویل دهد. این كشور در تجلیهای نقش ویژهای كه معماری در بیان ارزشها و خلاقیت فرهنگهای اسلامی ایفا میكند، توانگر و غنی است. از هنگام نخستین دورهی جوایز معماری آقاخان در باغهای شالیمار در لاهور، در سال ۱۹۸۰ در پاكستان، مراسم اعطای جوایز همواره در مجموعهای برگزار شده است كه دارای زیبایی و اهمیت معماری خاصی است. مطمئن هستم كه شما نیز موافقید كه حلب از همان سنت، با امتیاز شگرفی تبعیت میكند.
از منظر ما، مناسبترین مجال اینجاست كه به دو نقطهی عطف مهم برای صندوق فرهنگ آقاخان اشاره كنیم. سال آینده، جایزهی معماری آقاخان یك ربع قرن كامل از فعالیتهایی را سپری میكند كه وقف شناسایی و تشویق آثار معماری جوامع مسلمانی شده است كه تنوع گستردهی زمینههای اجتماعی و فرهنگی مكان بنای خود را غنی و توانگر میسازند. در سال آینده، برنامهی حمایت از شهرهای تاریخی صندوق نیز، كه محصول برخی از نخستین دستیافتهای جایزه است، سالگردی مهم را جشن خواهد گرفت. در آن زمان، این برنامه ده سال خواهد بود كه روی طرحهای خود انگیخته كار میكند كه نشان دهد كه بناها و مجموعههای تاریخی را در شهرهای بزرگ و حومههای جهان اسلام، میتوان برای استفادهی مجددِ مستمر و با دوام مرمت نمود. اسفناكترین نمونه تا به حال، مجموعهی طرحهایی است در قاهره، شامل ساخت یك پارك ۳۰ هكتاری در مركز شهر تاریخی، خاكبرداری و مرمت دیوار ایوبی كه یكی از مرزهای آن را تعریف میكند و باز احیای فیزیكی و اقتصادی همسایگی مجاور آن كه دارای مساجد بسیار و ساختمانهای تاریخی مهم دیگر است، ولی در طی قرن گذشته به شدت تخریب شده است، است. اینجا در سوریه، با همكاری سازمان آثار باستانی و وزارت فرهنگ، برنامهی شهرهای تاریخی بیش از دو سال پیش شروع به كار كرد. در عین اینكه این آغاز ممكن است ناچیز باشد، برنامههای ما بزرگ هستند و مطمئنم كه به مرور زمان رشد خواهند كرد. سوریه برای مردم خودش و برای جهانیان چیزهای فراوانی برای عرضه كردن دارد.
یك سمینار بین المللی برای اوایل سال ۲۰۰۳ در دست برنامه ریزی است تا به تفصیل و تشریح، كارِ جایزهی معماری آقاخان را در طی نخستین ۲۵ سال كارش نقد كند. اما امروز غروب میخواهم بر روی چند درسی كه از تجربهی آن در طی این مدت حاصل شده است، تأكید كنم، چون فكر میكنم كه اینها مخصوصاً در زمینه و بستر جهانی و در این مقطع از تاریخ مربوط و به جا هستند.
افرادی كه به جایزهی معماری و دلایل اینكه آن را در سال ۱۹۷۷ تأسیس نمودم علاقه دارند، مكرراً از من میپرسند كه كدام یك از ساختمانهایی كه در طی این سالهای تشویق شده اند مورد علاقهی من هستند. این سؤال، خیلی صریح بگویم، مهمترین ملاحظاتی را كه در تأسیس جایزه سهیم بودهاند، نادیده میگیرد. همچنین از فهمِ مهمترین درسهای آن نیز غفلت میورزد. من این برای این نمیگویم كه چیزی از همایش بینظیر كارفرمایان و متخصصینی كم شود كه اینجا روی صحنه توسط هیأت داوران برای تشویق كارشان در طرحهای برندهی امسال، انتخاب شدهاند. هر یك از طرحهای آنان بسیار مهم است، و هر كدام از آنها واجدِ پیامها و درسهایی مهم است كه امروز به اختصار، و با تفصیل بیشتر در سمینار فردا، آنها را خواهد دید و خواهید شنید. طرحهایی، كه هر یك به تنهایی و در مجموع، در طی سالها تشویق شدهاند معنای جایزه را آن گونه كه به توالی از سوی هیأت داورانی مستقل تفسیر میشود، ابلاغ میكنند.
سی سال پیش، در سراسر بیشتر جهان در حال توسعه تا جایی كه چشم كار میكرد، به سختی میشد یك ساختمان جدید یافت كه در طراحیاش دغدغهای، چه برسد به شناختی از زمینهی اجتماعی، فرهنگی یا در برخی موارد حتی اقلیمی محیط بنای آن، منعكس شده باشد. با وجود پیشینهی تاریخی دستیافتهای معماری جهان اسلام و نقش ویژهای كه معماری در زیبایی شناسی و نمودِ معنوی فرهنگهایش ایفا مینمود، من مخصوصاً از دریافت این امر در جهان اسلام، آزرده خاطر شدم. شكاف میان دستیافتها و توفیقات پیشین و عملكردِ فعلی، شكافی مهیب بود. این شناخت به تأسیس این جایزه منجر شد. و از آن جایی كه مشكلاتی كه جایزه به آنها میپردازد، ماهیتاً و از حیث اهمیت جهانی هستند، مبنایی هم برای كارِ درگیر ساختن متخصصینی از زمینههایی به غیر از معماری و با هر سابقهی دینی بود.
فرایندهایی كه كار جایزهی معماری آقاخان را تعریف میكنند، این تحلیل نخستین را منعكس میكنند. كمیتهی اجرایی از اساتید و متخصصینی در زمینههای متفاوت و با ادیان متنوع تشكیل میشود و تبادل نظرهایی تازه و جدید در هر دوره از جایزه انجام میدهد تا خلاصهای برای هیأت داوران و گزینش اعضایش تهیه نماید. هیأت داورانی كه به گونهای مشابه متنوع است آزاد است كه این خلاصه را تفسیر كند و در همان حال كه بررسیهایش را دربارهی صدها طرحی كه از سوی متخصصینی ناشناس از سراسر جهان اسلام نامزد شده اند انجام میدهد، تعاریف خودش را پالایش و بازنگری نماید.
پشت تمامی این توجه به ساختار و فرایند چه بود؟ هدف این بود كه یك فضای عقلانی ایجاد شود – چیزی كه میتوان به منزلهی یك بوستان دلربا به آن بیندیشیم كه در آن:
- امكان اختناق و خفگی از علفهای هرز رو به احتضارِ جزمیت، حرفهای یا ایدئولوژیكی نیست؛
- گلهای بیان و نظریات چالش آفرین بتوانند بدون محدودیت برویند؛
- گیاهان جدید خلاقیت و خطر كردن بتوانند در نور كامل روز شكوفا شوند؛
- زیبایی در بیان تفاوتها و در پی یافتن راه حلهای متنوع به صورت گیاهانی با اندازهها، شكلها، بافتها و رنگهای متفاوت دیده شود، كه در پیكربندیها و تنظیماتی جدید عرضه میشوند؛
- بوستانی كه شكوه و عظمتاش از ارزش، مشروعیت و حقانیتِ كثرت گرایی تجلیهای بیكران فرهنگ در جامعهی انسانی سرچشمه میگیرد.
هدف بلافصل و اولیه، یافتن شیوههایی بود كه در آنها سنت عمیق و ریشهدار انسانگرایانهی اسلام بتواند تصور و ساخت بناها و فضاهای عمومی را آگاه كند، و این كار را به شیوههایی انجام دهد كه در مقیاسی مناسب بود و در عین حال تأثیری الهام بخش داشته باشد. در لُبّ این امر، پیامِ فرصت، ظرفیت و امید نهفته است. هدف بزرگتر، امتحان یك الگو بود كه در صورت موفقیت بتوان آن را به نحوی از انحاء پیگیری نمود، تا به موضوعات و فشارهای فراوانی بپردازد كه كشورها و جوامع مسلمان با آنها مواجه هستند. امروز سؤال این است كه آیا افراد و گروههای فردی میتوانند به این فرصت و عزم و اراده دست بیابند كه چنین رویكردی به مشكلاتی داشته باشند كه همگی ما دقیقاً به آنها واقفیم.
فرهنگ در حال حاضر، از هر زمان دیگری در گذشته كه من میتوانم به خاطر بیاورم، جایگاه بیشتری در رسانههای عمومی و آگاهی عموم پیدا میكند. بحث هنوز بر سر نوپا بودن آن است و چندین بُعد دارد. با التفات به روابط میان جهان غرب و جهان اسلام، آیا ما شاهد نزاع و برخوردی میان گفتارهای كلیشهای و تعصبات نیستیم، كه جهل و نا آگاهی زیاد از جهان اسلام، این وضعیت را وخیمتر كرده است؟ البته، تفاوتهایی وجود دارد، اما اگر سطحینگری و ابتذال كنار گذاشته شود، و جای آن را ارادهای برای عمیقتر شدن در جستجوی زیربنایی مستحكم برای درك و احترام متقابل بگیرد، میتوان آن را در میراث مشترك ابراهیمی ادیان و اصول اخلاقی مشترك آنها یافت.
سردرگمی مستمر در خصوصِ وجود و حقانیتِ جوامعی با تفاسیر متفاوت در عالم اسلام، مایهای دیگر از سوء تفاهم است. هیچ كس در غرب مسیحیت را به منزلهی یك تودهی یكپارچه و یكسان نمیبیند، و با این وجود، تصور عامهی مردم مسلمان این است، در حالی كه واقعیت كاملاُ با این فرق دارد. كثرتگرایی در عمل به اسلام و تجلیات آن در فرهنگهای تمدنهای اسلامی اعتباری به قدمت ۱۴۰۰ سال تاریخ دارد، كه شامل تاریخ هنر و معماریاش است. در واقع این دقیقاً همان كثرتگرایی در عظمت معماری است كه بسیاری از صاحب نظران را بدین سمت سوق داده است كه میراث معماری اسلامی را فرادست و برتر از تقریباً همهی موارد دیگر به شمار آورند. ضروری است كه ما آن تنوع را حرمت نهاده و برای آن ارزش قایل شویم؛ و هر چه كه در توان داریم انجام دهیم تا ما را در تصمیم خویش توانمندتر سازد تا در كثرت ایجاد وحدت كنیم، به جای اینكه در میان محدودیتها نزاع و برخورد ایجاد نماییم.
یك بُعد از بحث «تمدن» هست كه تا به امروز توجه درخوری بدان نشده است، و میخواهم نكاتی را دربارهی آن بیان كنم. این امر ارتباط كمتری با داد و ستدِِ میان فرهنگهای جهان دارد؛ در عوض محتاج تفكر و بررسی دقیق در میان امت اسلام در سراسر جهان است.
امروزه بسیاری از مسلمین، كه من هم یكی از آنها هستم، با خود خاطرهی دستیافتهای تاریخی تمدنهای اسلام را به همراه دارند. اهمیت این حافظهی تاریخی برای امت اسلام در جهان معاصر با چالشهای متفاوت و متنوع آن چیست؟ چگونه میتوانیم به گذشته بنگریم و ابعادی از آن را دیگر بار تقویت كنیم و چه میزان اهمیت باید به آن بدهیم؟ از آن جایی كه این احساس عمومی حاكم است كه چیزی را از كف دادهایم، اهمیتی اساسی دارد كه برای این به گذشته بنگریم كه به آینده نگاهی داشته باشیم. این بحثی است كه باید رخ دهد و در آن باید مشاركت و همفكری وسیعی باشد كه، همانگونه كه در این جایزه از آن استفاده شده است، برای تبادل نظر كامل ارایه دهندهی آزادی باشد. هدف باید این باشد كه این منبع سترگ را به یك ترامپولین عقلانی تبدیل نماییم كه مولّد نظریاتی برای ایجاد بهرهوری آینده به شیوهای سازنده، به گونهای باشدكه برای عموم مسلمین منفعت آور و بامعنا باشد.
پیشرفتهایی در یك سمینارِ جایزه، دربارهی درك خصوصیات چنین فرایندی با توجه به تجلیات اسلام در معماری معاصر صورت پذیرفته است، كه مثالی از آن را ارایه میكنم، از آن رو كه نشانگر سطحی است كه باید فرایند پرسش و تبادل نظر در آن انجام شود. دو درس از این بحثها ظاهر شد. نخستین درس این است كه موضوعات فنی محیط ساخته شده را نمیتوان فارغ و جدا از ارزشهای فرهنگی و معنوی یك جامعه در نظر گرفت. دومین درس این است كه این ارزشها باید در همان حال با سنتهای اسلام، با تمام تنوع آن، مرتبط باشد، و همچنین مربوط به چالشها جدیدی كه فرصتها و نیازهای زیستن در جهان مدرن اعمال میكنند، باشد.
آیا این رهنمودهای جستجو و پرسشگری را میتوان بر روی جوانب حساس جوامع اسلامی امروز متمركز ساخت؟ اگر در حسِ خویش از گذشته احساس مباهات و افتخار میكنیم، اما از نحوهی مناسبت با حال و آینده آزرده خاطریم، راه ما به جلو كدام است؟ ما محتاج این هستیم كه فهم بهتری از این داشته باشیم كه چگونه فرهنگهای پویا و دینامیك اعتبار دارند و آن را از كف میدهند، و نیازمندیم كه پیوندهای بالقوهی جدید میان موضوعات فنی را در ارتباط با ارزشهای فرهنگی و معنوی از یك سو، و سنتهای تاریخی اسلام و چالشهای جدید جهانی را كه اكنون در آن زندگی میكنیم، شناسایی كنیم. چنین بحثهای پیچیده و دشوار خواهند بود. این بحثها بیشترین ثمر را خواهند داشت اگر در بوستانی مانند آنچه كه در تجربهی جایزه معماری این قدر ارزشمند ظاهر شد، رخ دهند.
در پایان، میخواهم تأكید خود را به كارفرمایان و متخصصینی برگردانم كه در صحنه گرد هم آمدند. من به خاطر طرحهایی كه امروز غروب از آنها تقدیر شد، به شما تبریك میگویم. هر یك از اینها حامل پیامها و درسهایی مهم هستند، و در مجموع اینها سند و گواهی بر تكامل و تطور پیوستهی این جایزه در جستجوی اش برای معماری با معنا در زمینههای محلی، و سرمشقی برای تأمل مسئولین ساخت به طور اعم است. من مخصوصاً خشنود شدم از اینكه امسال تعدادی از طرحها به نیازها و خواستههای جوامع روستایی مربوط بود، به خاطر اینكه مكرراً از این واقعیت كه اكثریت جمعیت بسیاری از نقاط جهان اسلام در محیطهای روستایی زندگی میكنند، غفلت میشود. همچنین بسیار خشنود شدم كه دیدم دو طرح شامل ساخت فضاهای عمومی است، در یك مورد ساختمانی در یك مجموعهی مؤسساتی و در موردی دیگر به صورت یك پارك عمومی در شهری بزرگ. من از اعضای هیأت داوران و كمیتهی اجرایی برای ساعتهای زیاد تبادل نظری كه صرف كردهاند تا این كار را به انظار عموم بیاورند و تفكر این جایزه را در موضوعات حساس پیش ببرند، سپاسگزارم.
خلاصه كردن دو دهه و نیم وجود این جایزه مرا بدین سمت سوق میدهد كه جهان اسلام، با بسیج كردن بهترین استعدادهایش به همراه استعدادهای سایر ادیان، در معكوس ساختن فرایندی كه سی سال پیش یكی از عظیمترین فقدانهای فرهنگ و تمدن اسلامی بود، از جمله كیفیت جلوههای فیزیكی ساختمانها، فضاهای عمومی، و باغهایش، موفق بوده است. امروز آن وضعیت معكوس شده است و جای آن را حسی از غرور گرفته است كه جهان اسلام برای آینده ساختمان میسازد و با علم به اینكه ساختمانها و فضاهایش یك بار دیگر جایگاهی جهانی دارند. جایی كه زمانی جهت و سمت و سویی وجود نداشت، امروز حس روشنی از امید وجود دارد. ذات و گوهر این ماجرا میتواند ارزشمند باشد از آن جا كه ما به موضوعاتی دیگر در جهان اسلام میپردازیم.
متشكرم.



درگاهها