مؤسسه‌ی مطالعات اسماعيلی

مؤسسه‌ی مطالعات اسماعيلی

مواد آموزشی تعلیم

مقالات آموزش مادام‌العمر

سخنرانی‌ها: آقاخان سوم

سخنرانی‌ها: آقاخان چهارم

ویدئو

فهرست مطالعه

برنامه‌ی تربيت مدرسان حرفه‌ای

A  A  A  

RSS  RSS

این صفحه را برای دیگران بفرستید این صفحه را برای دیگران بفرستید

چاپ مطلب این صفحه چاپ مطلب این صفحه

افزونه‌ى جستجوی فوری

سخنرانی‌های آقاخان سوم


نيازهای آموزشی هند مسلمان

سخنرانی افتتاحيه‌ی کنفرانس آموزشی محمدی سراسر هند
سِر سلطان محمدشاه آقاخان
۴ دسامبر ۱۹۱۱، دهلی، هند

نسخه‌ی پی‌دی‌اف سخنرانی را از این‌جا دانلود کنید (به انگليسی، ۲۳ کيلوبايت)

نُه سال پیش به من این افتخار بزرگ را دادید که ریاست کنفرانس تعلیم و تربیت (M.A.O) را بر عهده بگیرم، که در شهر سلطنتی دهلی، در مناسبت تاریخی اعلام دربار اعلی‌حضرت امپراتور ادوارد هفتم به عنوان اولین امپراتور انگلیسی هند برگزار گردید و از آن زمان تا کنون رخدادهای مهم فراوانی در تاریخ کشور شکل گرفته است، اما هیچ یک در رتبه هم‌شأن ملاقات کنونی اعلی حضرت و علیا حضرت، امپراتور جرج پنجم و ملکه ماری نیستند که شخصاً برای اعلام تاجگذاری به رعایای هندی خویش تشریف آورده‌اند. این ملاقات همزمان شده است با کنفرانس تعلیم و تربیت مسلمانان و بنابراین نشست امروز خود را در فرخنده‌ترین و دلپذیر‌ترین موقعیت‌ها می‌گشائیم. از افتخار بزرگی که شما با انتخاب دوباره‌ی من به عنوان سخن‌گوی خویش نصیب من نمودید تشکر می‌کنم و سخنان خویش را با ادای صمیمانه‌ترین و خاضعانه‌ترین احترامات به محضر اعلی حضرتان امپراتور و ملکه به مناسبت ورودشان به این کشور آغاز خواهم کرد. ما هنوز خاطره‌ی بازدید امیدبخش و به یادماندنی اعلی حضرتان را از الیگره در مارس ۱۹۰۶ با کمال امتنان به یاد داریم.

پس از این موضوع رسمی حضور امپراتور در کشور، من به موضوع دانشگاه می‌پردازم که آرمان آن در دل همه‌ی ماست. در هنگام تاج‌گذاری، امپراتور در پاسخ به نمایندگی دانشگاه آکسفورد گفتند که میل باطنی ایشان آن است که الگوی پدر شهیر خویش و ملکه ویکتوریا را «در حفظ و تحکیم سنن علمی که توانگری، منش و آوازه‌ی تمدن ما وسیعاً بدان وابسته است» دنبال نمایند. در این جمله پربار می‌بینیم که ماهیّت حقیقی یک دانشگاه نمایان شده است. این نهادی است که هدف آن فراتر از آموزش دانشی است که در کلاس درس بازگو می‌شود؛ در غیر این صورت در اساس به بیراهه رفته است. منش و توانگری یک ملت به کتاب‌آموزی صرف وابسته نیست. این‌ها نیازمند بنیان‌های ژرف‌تری هستند. بنابراین هدف ما در بنای دانشگاه‌مان نباید این باشد که نهادی را با هزینه‌ی گزاف پدید آوریم که صرفاً به آموزش اندیشه‌ی شرق و علوم غرب بپردازد و به فارغ‌التحصیلان مدرک اعطا نماید، بلکه نهادی را تأسیس نمائیم که همان نقشی را در زندگی مسلمانان هند بازی کند که دانشگاه‌های بزرگ اروپایی در زندگی اروپائیان بازی نموده‌اند. اما باید به خاطر داشت که نسخه برداری از هر مدلی نهایتاً به معنای شکست حتمی آن است؛ به این دلیل یک نهاد باید مطابق با سنن و شرایط تاریخی مردمی باشد که قصد خدمت به آنان را دارد. ما باید تلاش کنیم و تمام شاخصه‌های اصلی دانشگاه‌های جهان را مدّ نظر قرار دهیم و در عین حالی که سنت‌های اصیل نهادهای آمریکا و اروپا را می‌پذیریم، باید همیشه به یاد داشته باشیم که نخستین وظیفه‌ی ما زنده نگه ‌داشتن روح حقیقی اسلام است. ما باید الگوی کسانی را که پیش از ما بوده‌اند، به خاطر داشته باشیم. گوهر حقیقی اسلام در تعلیمات والا، خلوص در اندیشه و عمل، تأثیر رهایی بخش و معنویتِ آن است که در طول نسل‌های گذشته دچار بدفهمی و سوء استفاده قرار گرفته است. بیائید ما باشیم که کژی را راست ‌کنیم، و نشان دهیم که لااقل نسبت به ماهیت حقیقی دین عزیزمان بی‌اطلاع نیستیم. بر ما زندگان است که از گذشته الهام بگیریم و نیروهای عقلانی و اخلاقی اسلام را حیاتی دوباره بخشیم.

خوش‌حالم که می‌بینم که جنبش بزرگ دانشگاه از زمینِ تردید و دشواری گذشته و مرحله‌ی نخست تعهّد بزرگ ما آغاز گشته است. اما باید صریحاً بگویم که اگر می‌خواهیم آن را به یک موفقیت کامل و تمام عیار تبدیل نمائیم باید متحمّل کوشش‌ها و فداکاری‌های بزرگ و شاید اَبَرانسانی شویم. هیچ کار بزرگی بدون از خودگذشتگی‌های بزرگ از طرف کارگزاران آن به موفقیت منتهی نخواهد گشت. شایستگی‌های ما متناسب با از خودگذشتگی‌هایمان خواهد بود. خوش‌حالم از این‌که می‌بینم در میان ما کسانی حضور دارند که به این حقیقت عارف‌اند، و صمیمانه به تمام شما به خاطر موفقیت اولیّه در مسؤولیتتان تبریک می‌گویم که توسط دوست ارجمندم، راجای شریف محمودآباد توانمندانه و مدبّرانه سرپرستی شده است. از شما تقاضا دارم که این حقیقت را به یاد داشته باشید و بدانید که ما باید در قدم اول به جنبه‌های ضروری و عملی مسأله بپردازیم. اگر نتوانیم از شرایط دل‌خواهی که در آن قرار داریم حد اکثر استفاده را ببریم، کوشش‌های ما به ناکامی بدل خواهد گشت. این مسأله مایه‌ی دلسردی تلخی برای همه‌ی دوست‌داران اسلام خواهد بود. در اولین وهله، ما با مسأله‌ی مالی روبه‌رور هستیم و از حکم‌رانان و کشاورزان و تمام اسلام‌دوستانی که سخاوتمندانه متعهّد شده‌اند در ساخت دانشگاه مشارکت مالی داشته باشند تقاضا می‌کنم که بزرگوارانه تعهد مالی خویش را یک‌جا بپردازند. وقت را نباید از دست داد. جایگاه و امیدهایمان بر لبه‌ی سقوط می‌لرزند. آن‌ها به کمک مالی و فداکاری ما وابسته هستند، اما امیدوارم که کلیّت اسلام در این موقعیت بزرگ به پا خواهد خاست و برای یاری رساندن به این هدف بزرگ بدون فوت وقت همه جا را خواهد پیمود. حداقل سرمایه‌ی مورد نیاز باید فوراً تأمین گردد. من به هم‌کیشان خویش ایمان دارم و مطمئن هستم که آن‌ها از فرصت‌های عالی که در اختیارشان است حد اکثر استفاده را خواهند برد.

آن‌چه که از کار انجام گرفته توسط دوست من راجای شریف محمودآباد و کمیته‌ی اساس‌نامه [برای دانشگاه اسلامی پیشنهادی الیگره] شنیده‌ام بسیار تحسین برانگیز است. لازم است موافقت کامل خویش را با اصول و جزئیات مربوط به موافقت‌نامه‌ی اساس‌نامه شدیداً ابراز نمایم. باید هم‌چنین دلیرانه عنوان نمایم که به نظر این حقیر، نباید ما نسبت به اعطای قدرت بیشتر به رئیس دانشگاه برای بازرسی، خسّت بی‌مورد نشان دهیم، به این دلیل که من در این باره کاملاً مطمئنم که قدرت رئیس دولت هند بدون شک در بهبود استاندارد تحصیلی مؤثر خواهد بود و این شاید بزرگ‌ترین نیاز دانشگاه باشد. این‌ها مسائل ضروری پیش روی ماست. صمیمانه از شما تقاضا می‌کنم که اجازه ندهید این موقعیّت یگانه از دستمان برود، بلکه با تلاشی استوار، متّحد و از صمیم دل این کار بزرگ ملی را به سرانجام برسانیم. مسأله‌ی فوری و ضروری افتتاح دانشگاه است، مسائل بزرگ و بسیار مهمی وجود دارند که گرداگرد حرکت ما حلقه زده‌ و شایسته‌ی توجه دقیق ما هستند. برای موفق‌تر نمودن نظام آموزشی خویش و اثربخشی و سوددهی بیشتر آن، ما باید بنیان آن را استحکام بخشیم، زیرا که روبنای ما نمی‌تواند با وجود تحت فشار قرار داشتن آموزش عالی ما راه به جایی برد.

من بارها نظر خویش را بیان نموده‌ام که به علاوه‌ی دانشگاه، ما باید به تأسیس کالج‌های عالی ایالتی بپردازیم تا با این دانشگاه بزرگ در ارتباط باشند و به تربیت عالمانی بپردازند که در آینده به عنوان خادمان و مدرّسان بالقوه‌ی دانشگاه منصوب گردند. در عین حالی که از نظام آموزش عالی حمایت می‌کنم، باید توجه شما را به ضرورت بی‌چون و چرای نظام کارآمد آموزش ابتدایی نیز جلب نمایم. هیچ روبنای محکمی بر خاک نرم، استوار برجای نمی‌ماند. به منظور ارتقای مردممان به حوزه‌ی مشروع قدرت، اثرگذاری و سودبخشی، باید دارای نظام آموزشی پایدار و دامنه‌دار باشیم که در خدمت عامه‌ی مردم باشد. وظیفه‌ی ارائه‌ی آموزش ابتدایی به عامه، در کشوری به وسعت هند، که ورای ابزار و توانایی‌های اقدامات داوطلبانه‌ است، بر عهده‌ی حکومت است. مایه‌ی مسّرت من است که دولت موافقت خویش را نسبت به آموزش ابتدایی رایگان ابراز نموده‌ و مشتاق است توانایی خویش را در این زمینه‌ی بسیار مهم برای مردم به کار بندد. همچنین خوشحالم از این که اذهان روشن عموم به درستی موافقت خویش را نسبت به آموزش اجباری جهانی ابراز نموده‌اند.

آقایان محترم، باور کنید هیچ کشوری بدون حضور عنصر الزام و اجبار هرگز نمی‌تواند پیشرفت کند و یا تبدیل به یک ملت گردد. جهل عظیم عامه‌ی مردم هند علیه اتحاد آن‌ها به عنوان یک ملت عمل می‌کند و نظریه‌ی یک ملت متحد، یک آرمان است که ما باید پیوسته آن را مغتنم شماریم و در پیش چشم داشته باشیم و برای تحقّق آن از هر تلاشی فروگذار نکنیم. این جهل عظیم توده‌ها است که مسلمانان را از متحد شدن در فضای معنوی و برادری، که باید هدف و آرمان اساسی ما باشد باز می‌دارد. باور عمیق من آن است که آموزش ابتدایی باید رایگان و اجباری باشد، و به گونه‌ای باید اعمال گردد که منفعت آن به طور مساوی، اقلّیت‌ها را همانند اکثریت جامعه‌ی هند فراگیرد. هیچ نظام آموزش ابتدایی نمی‌تواند مقرون به موفقیت گردد، مگر این‌که چنان به دقت تنظیم شود که اقلیت‌ها نیز همانند اکثریت جامعه از آن برخوردار گردند. باید حرکت به سوی پذیرش آموزش ابتدایی اجباری در میان توده‌ی مردم را صمیمانه پذیرا باشیم و اگر می‌خواهیم که اثرگذار و در خدمت هدف عالی‌ای که برای آن در نظر گرفته شده است باشد، در آن صورت باید مبرّا از هرگونه آلودگیِ تقسیم تبعیض‌آمیز میان یک طبقه‌ی فقیر و یا غیر آن باشد.

هیچ چیز مصیبت‌بارتر از این نخواهد بود که والدین را در زیر فشار پرسش‌ درباره‌ی درآمد آن‌ها قرار دهیم و این مسأله برای والدین وابسته به اقلیت‌ها مشخصاً بیشتر خواهد بود و حتی زمانی که عادلانه با آنان رفتار شود، آن‌ها همیشه احساس خواهند نمود که دیگران از امتیازات بیشتری نسبت به آن‌ها برخوردار بوده‌اند. نباید به هیچ وجه چنین تصوری ایجاد و یا روا داشته شود. اگر قرار باشد حدی وجود داشته باشد، پس اجازه دهید این حد ۱۰۰ روپیه در ماه باشد. فکر می‌کنم قرار دادن حد فاجعه آمیز خواهد بود. اگر حدی در نظر بگیرید و فرضاً تنها ثروتمندان را از دریافت منفعت رایگان بازدارید، باید دقت بسیاری اعمال گردد که ببینید تنها طبقات متمکّن واقعی مجبور به پرداخت پول شده‌اند. با شناختی که من از جمعیت روستایی دارم، مطمئنم که منطقی‌ترین و آزادانه‌ترین حد نیز آنان را راضی نخواهد کرد. اگر یک بازرسی آزاد از حدود درآمد والدین صورت نگیرد، این نظام احتمالاً به نیروی بی‌عدالتی و نارضایتی بدل خواهد گشت. بنابراین، حداکثر دقت باید در ترسیم این حد اعمال گردد. دوباره، این نیز ضرورت دارد که تضمین‌های لازم برای اقلیت‌ها در تعلیم زبان‌های خودشان در نظر گرفته شود، و در این رابطه منصفانه با آنان برخورد گردد. نمی‌توان برای یک زبان آموزش رایگان قائل شد و برای کسانی که به زبان دیگر سخن می‌گویند بی‌سوادی محض در نظر گرفت. از شما تقاضا می‌کنم کاملاً آگاه باشید که نظام آموزش ابتدایی بیش از هر چیز دیگر به جامعه آسیب خواهد رساند، مگر این‌که رایگان و اجباری باشد و آموزش زبان‌های بومی را تضمین نماید. به علاوه، چنین نظامی محکوم به شکستی اجتناب ناپذیر است. شما با عمل نمودن به اصول طرح آقای گوکال، بیش از هر بخش دیگرِ مردم هند بهره‌مند خواهید شد، به شرط آن‌که نسبت به مطابقت دوباره جزئیّات توجه شود. تنها به خاطر مسلمان بودنِ من نیست که با کمال میل از حرکت به‌ سوی آموزش ابتدایی رایگان و اجباری پشتیبانی می‌کنم. باید به خاطر داشته باشید که ما هندی نیز هستیم، و این حرکت را به عنوان یک هندی و مسلمان، همراه با اعتقاد راسخ پشتیبانی می‌نمایم. من پیوسته بر نیاز فوری به نظام آموزشی تجاری و فنی تأکید ورزیده‌ام و من امید‌های فراوانی می‌پرورانم که این دانشگاه به یک مرکز بزرگ تعلیم علم همراه با تربیت‌های اخلاقی و انسانی توسعه یابد. اگر مردم ما به علم و آموزش علمی با نور معنویت خو بگیرند، در آینده‌ی صنعتی و اقتصادی جامعه‌ی ما دیگر تردیدی وجود نخواهد داشت.

اما همه چیز وابسته به فداکاری کنونی ماست. ما باید از ژاپن درس بگیریم. اگر ما همانند ژاپنی‌ها در دوران بازسازی خویش متحمل فداکاری شویم و یا مانند پروسی‌ها، بعد از آن‌که هم‌چون خاک بی‌مقدار شدند از خودگذشتگی نمائیم، می‌توانیم نسبت به شکوفایی دوباره‌ی خویش مطمئن باشیم. ما باید آماده‌ باشیم که همان فداکاری‌هایی را متحمل شویم که تمدن‌هایی که با مال، وقت، فکر و حتی بسیاری از احساسات عزیز خویش از خودگذشتگی‌های فراوان کردند. اگر ما خواستار رسیدن به آرمان‌ها و دست‌یابی به اهداف بلند خویش هستیم، باید آماده باشیم که برای تحقق تلاش برای ماندن و توسعه‌ی ملی، متحمل فداکاری فراوان گردیم. دولت‌مرد بزرگ ژاپنی، مارکوس کومورا به من گفت که در دوران اصلاحات از سال ۱۸۰۰ تا ۱۸۹۰، هر ژاپنی به انحاء مختلف، مستقیم یا غیر مستقیم یک سوم درآمد ناخالص خود، یعنی بیش از ۹۰ درصد درآمد عادی خود را برای امور کشور و رفاه ملی می‌پرداخت. نتیجه‌ی آن، ژاپن آن شد که امروز هست. اصحاب پیامبر متحمّل چه فداکاری‌هایی شدند؟ در دوران با شکوه حکومت عمر چه از خودگذشتگی‌های برادرانه‌ای صورت گرفت؟ ما همه با افتخار دوران مشعشع آندلس و بغداد را به خاطر داریم. ما نباید روحیه‌ی از خودگذشتگی و فداکاری را که مسلمانان صدر اسلام را در تاریخ جاودانه نمود از یاد ببریم. ما باید از آن نام‌های از یاد نرفتنی الهام بگیریم و با تمام قوا تلاش کنیم تا شکوه رنگ باخته‌ی اسلام را زنده نمائیم. باید به شما صادقانه بگویم که اگر با مال، سرمایه، وقت، توان و فکر فداکاری لازم را نداشته باشیم، شکست محض و خفت‌بار در پیش روی ما خواهد بود. آیا هم‌اکنون برای این‌کار آماده‌اید؟ آینده اسلام نه به سخنان من و نه به سخنان شما، بلکه به عمل شما وابسته است.

The Institute of Ismaili Studies - نيازهای آموزشی هند مسلمان
Last updated: 11/20/2012 15:11