سخنرانیهای آقاخان چهارم
سخنرانی در مراسم فارغالتحصیلی سال ۲۰۰۳ دانشگاه آقاخان
بسم الله الرحمن الرحیم
عالیجناب، نخست وزیر میر ظفرالله خان جمالی،
عالیجناب، استاندار سند، دکتر عشرت العباد،
وزیر اعظم ارجمند سند، سردار علی محمد خان مهار،
وزیران ارجمند،
عالیجنابان،
میهمانان گرامی،
اعضای هیأت علمی، کارکنان و دانشجویان دانشگاه آقاخان،
والدین و خانوادههای دانشجویانمان،
خانمها و آقایان محترم،
مایهی مسرّت فراوان من است که در شانزدهمین مراسم فارغالتحصیلی دانشگاه آقاخان سخن بگویم و به مناسبت حضور در این موقعیت مهم در حیات دانشگاه آقاخان، به نخست وزیر خیر مقدم بگویم. ایشان برنامهی بسیار فشردهای در این زمان دارند، از جمله سفری طولانی در روزهای آینده، و حضور ایشان در میان ما امروز شاهد تعهد شخص وی و دولتشان نسبت به آموزش در پاکستان، و اعتقاد آنها به نقش اساسی آن در سرنوشت آیندهی این کشور بزرگ است. همچنین بسیار خوشحالم از اینکه میتوانم به بسیاری از دوستان و پشتیبانانمان از آسیا، آفریقا و آمریکای شمالی که شرکای سخاوتمند و متعهَد ما نیز در حیات این نهاد میباشند خوشآمد بگویم.
من شریک شادی و افتخار تمام کسانی هستم که در دستاوردهای ۲۴۱ فارغالتحصیل جدید AKU (دانشگاه آقاخان) نقش داشتهاند. شما به عنوان پرستار و پزشک، پژوهشگر و مدرس با انتظارات فراوان دانشگاه و من، پا به جهان خارج میگذارید، که به جوامع خویش به عنوان متخصصین بهداشت و مراقبت، فنون و اهداف آموزشی، چه بسا که در نقش صداهای خرد و اندیشه در جامعه نیز خدمت نمائید. این زمانی است که نیازمند مغزهای پرورش یافتهی حقیقی، بلکه مهارتها و دانش تخصصی، و نیز شکیبایی و مدارای شما است. فراتر از همه، این زمان طالب معرفت شما است. امید است که برای تمام کسانی که در زندگی تخصصی و خصوصی خویش با آنها روبهرو میشوید نویدبخش خرد و امید باشید، و کار خویش را عمیقاً ارزشمند بیابید.
دانشگاه آقاخان اکنون ۲۰ ساله است، اما آرمانهای آن در دههی هفتاد، تقریباً در یک نسل پیش شکل گرفت. ده سال پیش، هیأت رئیسهی دانشگاه اهداف و برنامههای دانشگاه را که در گزارش سال ۱۹۸۳ هاروارد مکتوب شده بود مورد بازبینی قرار داد، و آنها را کمتر آرمانخواهانه نیافت. هیأت مؤکداً تعهد دانشگاه را مورد تأیید قرار داد که به قول خود «یک دانشگاه آزاد اسلامی باشد، که به پژوهش آزاد تمایز، کیفیت و شاخص بینالمللی متعهد باشد، و دانشجویان خویش را برای نقش سازنده، مفید و مسؤولانه آماده نماید.»
در سالهای اولیهی AKU، پرسشهایی دربارهی زمانبندی و اولویت یک دانشگاه، در محیطی که فقر و بیسوادی- که دقیقاً به آن واقف بودیم- به شکل هراسانگیزی بالا بود وجود داشت. آیا این دانشگاه جدید و بیمارستان آن تنها به دانشجویان آماده و بیماران ثروتمند فایده خواهد رساند، و بر تقسیمات اجتماعی موجود خواهد افزود؟ تنها در چند سال اخیر بوده است که صداهای تازهای مانند بانک جهانی، اذعان نمودهاند که در «انقلاب علمی» جهان، کارخانههای بسیار، زمین و ماشین نیستند که اقتصاد جهان را به پیش میبرند، بلکه دانش، مهارتها و منابع سرشار انسانی هستند. روشن شده است که تمام جوامع باید در آموزش عالی برای مردان وزنان مستعدّ خویش سرمایه گذاری نمایند، و یا خطر لغزیدن به سوی انزوا و آسیب پذیری در جهان را پذیرا باشند.
احساسات مردم در حاشیه قرار گرفته شده- که خود را قربانی روند اقتصادی و فرهنگی جهانی شدن مییابند که نه میتوانند در آن بازیگری تمام عیار و نه خارج از آن باشند- مایهی نیروهای قدرتمند مخربی هستند که امروز در جهان ما درکارند. احساس آسیب پذیری در قسمتهایی از دنیای اسلام مشخصاً قوی است، که این خود میراث یکی از بزرگترین تمدنهایی است که جهان بر خود دیده است، اما میراث تاریخ نیز هست و نه تنها ساختهی خود آن، مانند برخی از طولانیترین و بدترین برخوردها در صد سالهی اخیر، در خاور میانه و کشمیر. هنگامی که پیروان دین یا فرهنگ مشخصی احساس میکنند از نظر اقتصادی ضعیف هستند، یا بیعدالتیای را به ارث بردهاند که از آن گریزی ندارند، یا سنن و ارزشهای خویش را از نظر فرهنگی مغلوب، و جوامع خویش را از بیعدالتی و بیرونقی بدنام میبینند، برخی از آنها میتوانند در اندک زمانی خود را بیپناه و آسیب پذیر بیابند. آنها در خطر افتادن به دام کسانی قرار میگیرند که میخواهند یک سنت فکری و اعتقادی آزاد، انعطافپذیر و متکثّر را به سوی تفکری بسته و کوتهفکرانه منحرف نمایند.
خطا است اگر این را آیندهی امت [اسلامی] بدانیم. امروزه بسیاری در سرتاسر دنیای اسلام وجود دارند که تاریخ خویش را میشناسند و اعتبار زیادی برای میراث خود قائلاند، اما شدیداّ درباره شرایط بسیار متفاوت دنیای جدید نیز حساس هستند. آنها میدانند که چه قدر نادرست و غیر منطقی است که معتقد باشند شکافی عمیق میان میراثِ آنها و دنیای جدید وجود دارد. روشن است که نیازی وجود دارد تا نه «برخورد تمدنها» را، بلکه «برخورد جهالتها» را اندکی تسکین بخشد، که مردمان ادیان یا سنتهای فرهنگی مختلف چنان نسبت به یکدیگر جاهلاند که نمیتوانند زبانی مشترک برای ارتباط با هم بیابند. کسانی که دارای رویکردی عالمانه و روشنگرانه هستند- که فارغالتحصیلان ما در میان آناناند- اعتقاد راسخ و راستین آنان این است که جوامعشان میتوانند از مدرنیته سودمند گردند و در عین حال به سنت پایبند باقی بمانند. اما آنها برای دنیای ما چیزی بیشتر از این به ارمغان میآورند: آنها پلی خواهند بود که قادرند برخورد کنونی جهالتها را برای همیشه از میان بردارند.
مخصوصاً زمانی که جهل، رویارویی و وحشت بسیار شایع است، دانشگاههای جهان اسلام و غرب وظیفهی بزرگتری نسبت به گسترش آزادی و بردباری عقلانی، و ایجاد تفاهم فرهنگیِ بیشتر دارند. اما دانشگاههای مسلمان مسؤولیت سنگینتری دارند: ایجاد اعتماد به نفسی تازه در جوامعشان. این اعتماد باید بر مبنای برتری عقلانی، بلکه بر اساس ارزیابی تازه و روشن از سنن علمی، زبانی، هنری و مذهبی باشد که پشتیبان تمدن اسلامی ما است و به آن ارزش جهانی میبخشد- هر چند توسط بخشی از خود امت اسلامی مورد بیتوجهی یا عدم شناخت قرار گیرد.
AKU در طول بیست سالی که امتیاز آن اعطا شده است، شروع خوبی داشته است.
مدرسهی پرستاری پاکستان و آفریقای شرقی، به خاطر مهارت تخصصی فارغالتحصیلانشان و اهمیتی که برنامهی آموزشی و روش تدریس آنها برای آسیا و آفریقا دارد، در سطح بینالمللی شناخته شده است. بسیار خوشحالم که امروز اولین مدرک کارشناسی ارشد به دو گروه از فارغالتحصیلان کارشناسی ارشد پرستاری اعطاء میگردد. همانطور که رئیس دانشگاه گفتند، این اولین باری است که در پاکستان مدرک بالاتر از لیسانس به پرستاران اعطاء میگردد، و در دیدگاه من این دستاوردی بزرگ، نه تنها برای حرفهی پرستاری، بلکه برای آموزش عالی زنان در پاکستان و جهان اسلام نیز میباشد.
فارغالتحصیلان کالج پزشکی برتری خویش را در آمادگی علمی و بهداشتی در دورههای رزیدنسی بهترین بیمارستانهای آموزشی سراسر دنیا به اثبات رساندهاند.
اعضای هیأت علمی کالج پرستاری استعداد خویش را به عنوان برترین مربیان و پزشکان در تخصصهای مربوطه در بیمارستان دانشگاه اثبات نمودهاند.
خود بیمارستان نیز اکنون دارای استاندارد عالی بینالمللی بهداشت است. این نهاد پیوسته به فوریتهای پزشکی بزرگ کراچی به سرعت پاسخ داده است. و مخصوصاً مایهی مسرّت من است که به خاطر گستردگی خدمات آن در زمینههایی نظیر پزشک خانواده، فیزیوتراپی خانگی و خدمات آزمایشگاهی، تا آخر امسال حدود دو میلیون بیمار را معالجه خواهد نمود.
مؤسسهی توسعهی آموزشی، با یاری فراوان اعانات جامعهی بینالمللی در حال بهینهسازی آموزش و برنامهی مدارس پاکستان، آسیای میانه، خاورمیانه و آفریقای شرقی است. این نهاد به تلاش سخت خویش برای توسعهی سیاستگزاری آموزشی بر مبنای پژوهش ادامه میدهد.
این دستاوردها را من کوچک نمیشمرم، و زمانی که میگویم اکنون AKU باید قدرت و وظیفهی مواجهه با زنجیرهای از چالشهای جدید را داشته باشد، نسبت به اهمیت ادامهی سرمایهگذاری در ساختمانها، آزمایشگاهها، ابزار و وسایل و هیأت علمی ارزشمند آن بیتوجه نیستم. اکثر آنها توسط طراحان اولیهی AKU پیشبینی شده است، اما خطر و نبود شناختی که من از آن سخن به میان آوردم، اکنون ضرورت معینی را متوجه آنها مینماید.
نخست دانشگاه باید به گسترش برنامههای پژوهشی خویش ادامه دهد. نشان حقیقی کمال و برتری در یک دانشگاه، توانایی آن برای افزودن به دانش بشری، در جامعهی خود و ورای آن است. به همان نسبت مهم است که هیأت علمی آن به عنوان سیاست دانشگاه به چالش کشیده شوند، تا به قلمرو دانش افزوده شود. وقتی دانشگاهی به خاطر تولید نظریات جدید، اکتشافات تازه و وقایع تأثیرگذار شهرت مییابد، هر گونه نشانهی وابستگی غیر قابل قبول است، هر گونه بدبینی نسبت به دانشمند و محقق جوانی که ممکن است با ترک غرب اشتیاق عقلانی را قربانی کند باید کاهش یابد.
برخی از این پژوهشها در عرصههای پیشرفتهی علوم پزشکی خواهد بود، به این دلیل AKU، و پاکستان باید بخشی از سازمان بینالمللی پژوهش در این زمینهها، از قبیل میکرب شناسی و بیوشیمی باشند، که به کیفیت زندگی انسان در قرن آینده کمک بسیاری خواهند کرد. اما به دلیل آنکه این AKU است، همانطور که رئیس دانشگاه از تحقیقات وراثتی نام بردند، این کار معمولاً در زمینههایی نظیر فشار خون انجام خواهد پذیرفت که برای مردم پاکستان از اهمیت زیادی برخوردار است.
اما بیشتر تحقیقات AKU بر مسائل ضروری نظیر مدیریت جامعه متمرکز خواهد شد. طبیعتاً این امر بر مبنای آموزههای اسلام است، که به کارگیری علمی عقل، ساختن جامعه و پالودن نیّات و اخلاق انسان باید همیشه به تقویت یکدیگر بپردازند. دانشگاه و به طور مشخص، واحد یا دپارتمان علوم بهداشت جامعه، پیشاپیش توانایی خویش را در تحقیقات کاربردی توسعه میبخشد. این امر واحد را قادر ساخته است تا روابطی سودمند میان محققان و دانشمندان AKU و سیاستگزاران ناحیهای، استانی و نهادهای حمایتی در زمینههایی نظیر تغذیه، آزمون تحصیلی، بهداشت مادر و کودک، سیاستهای ایمن گردانی و توسعهی واکسیناسیون و اپیدمیشناسی پدید آورد.
این روند رو به رشدِ توانایی تحقیق و گفتمان آگاهانه با سیاستگزاران بسیار مهم است و دانشگاه باید این تعهد سیاست اجتماعی خویش را قوت بخشد. حوزههای مشکلآفرین بزرگی در توسعهی انسانی، و اخلاق زیست-پزشکی، تا رشد اقتصادی و اسکان انسانها شدیداً نیازمند فکر و دانش سازمانی است، و چه از طریق یک مؤسسهی سیاست اجتماعی، یا از طریق واحدهای سیاستگزاری در بخشهای موجود، و یا حتی دانشکدههای کاملاً مجهز، AKU نیروها و اندیشهی خویش را وقف پیشبرد سیاست اجتماعی تأثیرگذار خواهد نمود.
تمرکز جدید دوم AKU که به آن اشاره میکنم و به تدریج و به نحو مفیدی ماهیت آن را تغییر خواهد داد بینالمللی کردن است. بر مبنای اساسنامهی آن، AKU باید یک دانشگاه بین المللی باشد، همراه با برنامهها، طرحها و حتی مؤسسات و مجموعههای آموزشی در دیگر کشورهایی که دارای تمایل، قابلیت و روحیهی همکاری هستند. عصری که از آن سخن به میان آوردم این همکاری را امروز مخصوصاً ارزشمند مینماید، و در طول زمان موجب توسعه و تقویت دانشگاه خواهند گردید.
AKU در آفریقای شرقی شروع خوبی داشته است. همانطور که رئیس دانشگاه نیز گفتند، مدرسهی پرستاری با همکاری بیمارستانها و خدمات درمانی آقاخان، برنامههای پیشرفتهی پرستاری را، با کمک دولتهای کنیا، اوگاندا و تانزانیا ایجاد کرده است. باید به شما یادآوری نمایم که در تاریخ آموزش پزشکی در آفریقای شرقی، این اولین بار است که یک شبکه از مؤسسات بخش خصوصی به اعطای مدارک پزشکی به مردم آفریقای شرقی میپردازد. به زودی آموزش پزشکی کارشناسی ارشد برای پزشکان، با کمک کالج پزشکی در کشورها دایر خواهد گشت. AKU به زودی در زمینهی آموزش، بر اساس نمونهی آزمایش شده برای یک دهه در پاکستان، که دارای مراکز توسعهی تخصصی برای ارتقاء معلمان و برنامههای آموزشی است، در آفریقای شرقی، مؤسسهی جدیدی برای توسعهی آموزشی تأسیس خواهد نمود. آنها با مدارس ملی و اولین مدارس عالی آقاخان همکاری خواهند داشت؛ مدارس شبانه روزی خصوصی که اکنون با کیفیت بینالمللی در آفریقای شرقی در حال تأسیس هستند. هدف این مدارس تقویت دسترسی کم بضاعتان و شایستگان به امکانات آموزشی و فوق برنامه با بالاترین استانداردهای بینالمللی است، که همراه با برنامهی آموزشی چند زبانه، بر مبنای برنامهی لیسانس بینالمللی میباشد. انشاءالله در پایان کار، بیش از ۲۱ مدرسهی عالی در کشورهای متعدد آفریقا و آسیاس مرکزی و آسیای جنوبی وجود خواهد داشت. دانشآموزان و هیأت علمی تشویق خواهند شد تا از تمام آنچه این شبکهی مدارس چند ملّیتی میتواند عرضه نماید درس بگیرند و با آن زندگی نمایند، و در درون آن به شدت آنها را گسترش دهند. نسل تازهای از معلمان و فارغالتحصیلان با مهارتهای چند زبانی و درکی جدید از تکثر انسانی ظهور خواهد نمود. برخی از این مردان و زنان برای تحصیل در مؤسسهی توسعهی آموزشی AKU در پاکستان- که در آینده یکی در آفریقای شرقی گشوده خواهد شد- باز خواهند گشت، و در مراکز توسعهی تخصصی به تدریس خواهند پرداخت. امیدوارم این امر به تقویت قابل ملاحظهی قدرت و توانایی تخصصی معلمان در آسیا و آفریقا بیانجامد. تا آن زمان، میتوانیم مجموعهی دانشگاهی کاملی از AKU را در آفریقای شرقی، همراه با توانایی در توسعهی آموزشی، آموزش علوم درمانی و سیاست اجتماعی انتظار داشته باشیم.
دانشگاه در افغانستان نیز مشغول به فعالیت است، و مدرسهی پرستاری به افزایش قابلیتهای مؤسسات ششگانهی آموزش متوسطهی درمانی کمک مینماید؛ و همچنین در سوریه که شاهد آغاز فعالیت سودمند با همکاری وزارت آموزش هستیم؛ و در آسیای میانه که اخیراً دانشگاه آسیای میانه از طریق یک توافقنامهی بینالمللی میان امامت اسماعیلی و دولتهای تاجیکستان، قرقیزستان و قزاقستان تأسیس گردید به فعالیت ادامه میدهد.
من عمیقاً اعتقاد دارم که همانطور که این همکاریهای بینالمللی افزایش مییابد، آشکار خواهد شد که اگر چه هدف عاجل AKU اعطای کمک است، اما هدف دراز مدت آن تنها گسترش مهارتهای موجود آن نیست، بلکه هدف آن تقویت اهداف کانونی خویش همراه با همتایان همقدرت در زمینههای مختلف فرهنگی است. زمانی که چنین امری رخ دهد، AKU یک ابتکار شگفتانگیز خواهد بود: دانشگاهی واقعاً بینالمللی و چند فرهنگی، که به مبادلهی دانشجو و هیأت علمی میان مجموعههای دانشگاهیِ دارای اهداف مشترک اعتلای فکری میپردازد.
آرزوی سوم من این است که AKU اکنون رسالت خویش را با تبدیل شدن به یک دانشگاه کامل و مرکزی برای مطالعهی آزاد تمدنهای مسلمانان به کمال برساند. پژوهشگران مسلمان در آسیای جنوبی و میانه، خاورمیانه و آفریقای شمالی بسیار کم به تحقیق و انتشار کتاب در زمینهی تاریخ، معماری، طراحی شهری، هنر، فلسفه، اقتصاد و زبان و ادبیات میپردازند. تغذیهی عمومی و بحث دربارهی معماری و ادبیات معاصر اسلامی بسیار کم است- و نسبتاً سهم کمی از استعداد ادبی، سینمایی و موسیقایی ترکیه، مصر و ایران اکنون در حال شناخته شدن است. نتیجهی آن اندیشمندان و نسل آیندهی جوانی خواهند بود که از نظر فکری به چالش کشیده نشده، و از نظر فرهنگی دچار سوء تغذیه است، و جادهی یک طرفهی دانش و فرهنگ عمومی که از غرب سرازیر میشود، و در عوض آن، آنها چیز زیادی از خلاقیت، تحلیل، پژوهش و هنر جهان اسلام دریافت نمیکنند.
اعتقاد من آن است که در دهههای آینده، AKU میتواند برای پر کردن این شکاف از طریق تبدیل شدن به کانونی برای پژوهشگران مسلمانی که به طور فعال در گسترهی مطالعات انسانی مشغول فعالیت هستند کمک نماید. مؤسسهی مطالعهی تمدنهای اسلامی وابسته به AKU در لندن سرآغازی برای آن است. این مؤسسه به گردآوری صاحبنظران بخشهای عرب، فارسی و اردو زبان دنیای اسلام در زمینههای فلسفه، تاریخ و دیگر رشتهها میپردازد. آنها از طریق سمینارهای عمومی و رسالههای پژوهشی در موضوعات مختلف- اخلاق، محیط زیست، تاریخنگاری، سنتهای علمی و ابعاد هویت اسلامی- به توسعه و سنجش یک برنامهی کارشناسی ارشد در تمدنهای اسلامی خواهند پرداخت که برای حرفههای آزاد افرادی نظیر دیپلماتها، معلمان، فعالان بازار آزاد، ناشران و روزنامهنگاران، کارکنان شهری و متخصصان مؤسسات غیر دولتی (NGO) سودمند باشد.
کانون این ابتکار علمی دانشکدهی جدید هنر و علوم تجربیِ AKU خواهد بود که در دههی کنونی تأسیس خواهد شد. این دانشکده یک مجموعهی ساختمانی را در زمینی به وسعت ۶۰۰ آکر، که دانشگاه در شمال شرق کراچی خریداری نموده است تأسیس خواهد نمود. در فاز اول خود، بیش از ۱۴۰۰ تا ۱۵۰۰ دانشجوی لیسانس و حدود ۱۰۰ دانشجوی بالاتر از لیسانس خواهد داشت. دانشجویان کارشناسی (در کنار هیأت علمی) یک برنامهی آموزشی فشرده- امیدوارم گوش میدهید- در زبان انگلیسی خواهند داشت، و آموزشهایی در رشتههای علوم تجربی، اقتصاد و تکنولوژی ارتباطات دریافت خواهند نمود. اما همچنین انتظار خواهد بود که آنان با همان فشردگی، در یک برنامهی آموزشی متمرکز و وسیع که آنان را با تاریخ جهان، مطالعهی یک یا بیشتر زبانهای آسیایی و دورههای پایه در ابعاد تمدنهای اسلامی، تاریخ و فرهنگ آسیای جنوبی و تاریخ دنیای فارسی زبانان آشنا میسازد شرکت نمایند. و نیز آنها (در کنار هیأت علمی)- و امیدوارم هنوز گوش میدهید- در مناطق روستایی و شهری جوامعشان به کار بر روی طرحها و پروژههای تحقیقی تابستانی خواهند پرداخت.
اینگونه برنامههای آموزشی ترکیبی همچون توسعهی انسانی، حکومت، قانون و سیاست اجتماعی، اسکان انسانی و معماری در هر دو سطح کارشناسی و کارشناسی ارشد فعال خواهد بود، و به مدارس تخصصی نهایی شکل خواهد بخشید. فارغالتحصیلان این برنامهها برای ادامهی تحصیل یا استخدام در سراسر دنیا یا در پاکستان آماده خواهند گشت. اما هدف این دانشکدهی کارشناسی جدید، تجهیز مردان و زنان امت اسلامی و خارج از آن با مهارتها، تعهد اخلاقی و قابلیتهای رهبری برای مشاغل آیندهی آنان در مناطق منتخب آنان است. آرزو و دعای بزرگ من این است که دانشگاه آقاخان در آینده، یکی از صدها دانشگاهی در جهان اسلام باشد که طلایه دار علوم تجربی و انسانی هستند، و به تولید دانایی و اعتماد به نفس، پژوهش و پژوهشگر در درون اقتصادهای شکوفا و نظامهای حقوقی و سیاسی پیشرفته میپردازند.
این آرزوها را من نه تنها برای دانشگاه آقاخان، بلکه برای فارغالتحصیلان جدید نیز دارم. امیدوارم فارغالتحصیلان سال ۲۰۰۳ ما، همانند دانشگاه پیوسته محققان و دانشپژوهان خستگیناپذیر باقی بمانند. امیدوارم که شما مانند AKU، همراه با افقهای باز بینالمللی و فرهنگی، میراث گذشتهی تمدنهای اسلامی را احیا نمائید، و دریابید که تغییر و پیشرفت نیازمند زمان است، اما اشتیاق را نیز میطلبد.
متشکرم.



درگاهها